|
اشاره:
به بهانهي هفتهي نيروي انتظامي به سراغ خانوادهي شهيد رستمي از شهرستان بابلسر رفتيم كه در اوايل امسال فرزندشان در راه حفظ و صيانت از كشور در مقابله با سوداگران موادمخدر به شهادت رسيد. چشمان داغدار مادر و صلابت و پايداري پدر شهيد آميزهاي از غم و صبر را به وجود آورد كه قلم عاجز از پرداخت آن است. گفت و گويي كه در ذيل ميخوانيد ماحصل اين نشست صميمي است.
آقاي رستمي در ابتدا ما را با شهيد هادي آشنا كنيد؟
ـ هادي متولد سال 58 و تحصيلاتش ديپلم رشتهي برق بود. اهل نماز و عبادت و بسيار دلسوز و ساده و بيريا بود. روحيهي حساس و مهرباني داشت. و عاشق گل و گياه بود. آخرين باري هم كه به مرخصي آمد به بعضي از بستگان گلدان گلي را كه خودش گلش را كاشته بود هديه داد. از بچگي نماز ميخواند و روزه ميگرفت. يادم ميآيد اولين روزي را كه در سن 6 سالگي روزه گرفت. حالش خيلي بد شده بود هر چقدر اصرار كرديم تا روزهاش را باز كند، قبول نكرد و با همان حال نا مساعدش تا افطار روزهاش را نگه داشت. آرام، بيآزار و بسيار متواضع بود اگر چيزي داشت حتماً بين بچههاي ديگر و دوستانش تقسيم ميكرد. هميشه سر وقت به خانه ميآمد و به ما خيلي احترام ميگذاشت. نه تنها به ما بلكه براي همه ارزش و احترام قايل ميشد؛ به طوري كه هر وقت براي مرخصي به بابلسر ميآمد به خانهي همهي بستگان ميرفت. از بچگي دوست داشت نظامي شود. وقتي نوجوان بود، به خاطر ماموريتم، در بندر عباس زندگي ميكرديم. او آنقدر به نظاميها علاقه داشت كه بعضي وقتها دور از چشم همه، لباس نظامي مرا ميپوشيد. خيلي به كارش علاقه نشان ميداد به طوري كه فرماندهاش در تهران ميگفت: با اين كه او در ماموريتها راننده بود و ما هم به او گفتيم كه شما فقط رانندگي را بر عهده بگيريد و مواظب خودرو باشيد ولي او بيشتر از وظيفهاش عمل ميكرد و بعد از رانندگي پياده ميشد و به فرمانده و نيروهاي ديگر كمك مي كرد.
چطور شد كه وارد نيروي انتظامي شد؟
ـ همان طور كه قبلاً گفتم پسرم خيلي دوست داشت، كه با من همكار شود به همين دليل براي استخدام اقدام كرد اما موفق نشد. ابتدا براي خدمت سربازي در نيروي هوايي مشغول شد. بعد از اتمام سربازي مجدداً خواست كه به نيروي انتظامي و نيروي يگان ويژهي ناجا برود. ميگفت: من دوست دارم به عنوان يك فرد نظامي به كشورم خدمت كنم. من هم گفتم: مسالهاي نيست خودت راهت را انتخاب كردي پس برو. پس از ثبت نام و استخدام، براي گذراندن دورهي آموزشي به خراسان رفت و پس از يك سال در سال 81 ـ 80 در خدمت يگان ويژه ناجا در تهران درآمد.
از شهادتش بگوييد؟
ـ در يك ماموريت از تهران به كرمان و از آنجا به زاهدان اعزام شدند. اين طور كه گفتهاند در بين راه يك تريلي منحرف ميشود و با ماشين آنها برخورد ميكند و همين باعث ميشود هادي در همان لحظه به شهادت برسد و بقيه همكارانش نيز مجروح شوند. از آنجا او را به بيمارستان خاتم الانبيا زاهدان انتقال دادند. من به اتفاق برادر و پسرم، در شاليزار مشغول كار بوديم كه با ما تماس گرفتند و ما را مطلع ساختند بعداً با پيگيريهاي متعددي كه انجام داديم متوجه شديم پسرم به شهادت رسيده است.
با توجه به اين كه خودتان نظامي بوديد و با توجه به شرايط سختي كه نظاميگري دارد،
چطور با رفتن پسرتان به نظام مخالفت نكرديد؟
ـ من هيچ وقت اين اجازه را به خودم نميدهم كه با فعاليت فرزندانم در لباس نظام مخالفت كنم. ما يك خانواده نظامي هستيم. لازم است بگويم يكي از برادرانم هم كه در شهرباني سابق خدمت ميكرد در سال 64 به شهادت رسيد. به غير از هادي كه شهيد شد پسر ديگرم هم افسر نيروي زميني است. تازه اگر سه پسر ديگرم هم دوست داشته باشند نظامي شوند باز مخالفت نميكنم. پسر كوچكم خيلي دوست دارد به خدمت سربازي برود. به او ميگويم: تو معاف هستي ميتواني نروي. اما او ميگويد: من حتماً بايد به خدمت بروم و من هم مخالفت نميكنم.
قبلاً گفتيد، خودتان نيز مدتي را در جبههها بوديد، آيا به نظر شما هنوز دفاع و مبارزه يك اصل است و بايد ادامه يابد؟
ـ آن زمان جنگ بود و جوانان و عزيزانمان در جنگ ناجوانمردانهاي كه از طريق صدام و نيروهايش به ما تحميل شد، به شهادت رسيدند. آن زمان طوري بود كه ما بايد از اين نظام، مرزها، ميهن و ناموسمان دفاع ميكرديم و آن يك وظيفه بود. امروزه نيز جوانان ما در لباس مقدس نظامي در نيروي انتظامي براي حفظ جان، مال و ناموس مردم مبارزه ميكنند و به شهادت ميرسند كه پسر من نيز يكي از آنها بود. به نظر من جهاد و مبارزه هنوز هم ادامه دارد منتهي با اين تفاوت كه فقط شكل و نوعاش تغيير كرده اما هدف يكي است. من معتقدم لباس نظامي حكم كفن را دارد كه و نشانگر اين واقعيت است كه ما بايد هميشه آماده باشيم. آماده براي دفاع، آماده براي جنگ و اين وظيفه وقت و ساعت و ديروز و امروز و فردا نميشناسد.
با توجه به اين كه شما فرزندتان را در راه مبارزه با مواد مخدر از دست داديد چه پيامي را به
مردم و مسوولان براي ريشه كني اين امر پيشنهاد ميكنيد؟
ـ سازمان نيروي انتظامي كارش مبارزه با فساد، قاچاق مواد مخدر و … است و وظيفه هم ايجاب ميكند در مقابل اين نابسامانيها بايستيم تا ريشهي فساد و مواد مخدر در كشور ريشه كن شود. به نظر من اين فقط به تنهايي وظيفهي نيروي انتظامي نيست بلكه همهي مردم بايد با هوشياريشان كمك كنند تا اين كار به نحو احسن انجام گيرد. از خانوادهها ميخواهم فرزندانشان را تحت فشار قرار ندهند و با فعاليتشان در نظام مخالفت نكنند بلكه بايد با هم فكري و مشورت آنها را تشويق به اين امر كنند. مسوولين هم بايد تجهيزات و امكانات مورد نياز را براي مبارزه در اختيار نيروها قرار دهند. و بايد تصميمي اتخاذ كنند تا جلوي ورود اين مواد به كشور گرفته شود.
با تشكر از اين كه وقتتان را در اختيارمان قرار داديد.
ـ من هم از شما و ديگر دوستانتان متشكرم.
گفت و گو: مهري كهنروز
|