صفحة اول   نشريه > نشريه68

پارتيزان‌هاي شهر عشق

برگرفته از سخنان استاد رحيم پور ازغدي

امروز آن فرهنگي كه در زير سايه آموزه‌هاي حضرت امام (ره) در ايران متولد شد، عالم را فرا گرفته است. در هياهوي جنگ چه كسي تصور مي‌كرد روزي اين فرهنگ به كوچه پس كوچه‌هاي غزه و بيت المقدس راه يافته و به بوسني، شمال آفريقا و جنگل‌هاي فليپين نفوذ كند. بدرقه‌ي مادران داغ ديده و همسران بيوه در سكوت تاريخ، امروز عالم را متحول كرده است. در جنوب لبنان قاعده شكست ناپذيري اسراييل شكسته شده است. جاي تامل دارد كه چرا حزب الله توانست كاري را انجام دهد كه تمام كشورهاي عربي و قطع نامه‌هاي بين المللي نتوانستند انجام دهند؟ زيرا حزب‌الله تمام قاعده‌ها را ناديده گرفت و جنگي غير متعارف را در مقابل دشمن تا به دندان مسلح صهيونيستي به راه انداخت، مانند آن‌چه كه بسيجي هاي ايران در مقابل ماشين جنگي حمايت شده عراق انجام دادند. همين تفكر در انتفاضه بيت المقدس نيز جريان يافته و دشمن را به درماندگي انداخته است. نشانه‌هاي اين استيصال را مي‌توان در هلي‌كوپترهاي آپاچي ديد و در تانك‌هايي كه نوجوانان سيزده ساله را هدف تير مستقيم قرار مي‌دهند، استيصال در مقابل اراده ايماني ملتي كه به جهاد پرداخته است، موشه‌دايان از رهبران صهيونيست‌ها در پي وقوع انقلاب اين گونه گفت: زلزله‌اي تاريخي سياسي اتفاق افتاده است كه شدت آن را با درجات ريشتر نمي‌توان اندازه گرفت و آن‌چه اكنون در فلسطين اتفاق مي‌افتد، انعكاس صداي آن زلزله است. 
هم‌زمان با عمليات والفجر 8 ، راديو آمريكا اعلام كرد كه در ايران اتفاق افتاد ـ عبور از اروند و فتح فاو در آن در آن سوي آب ـ در كل تاريخ جنگ‌هاي كلاسيك دنيا بي‌نظير است، بايد بررسي شود كه اين مردان قورباغه‌اي در كجا آموزش ديده‌اند، اين همه نظم و دقت در عمليات و تامين‌ آتش، جنگ در نخلستان و مقاومت سه روزه زير بمباران شيميايي در حالي كه مردان قورباغه‌اي، جز عده‌اي طلبه و دانشجو، نانوا و كشاورز و … نبودند كه پس از چهل پنجاه روز آموزش نظامي لباس غواصي پوشيدند و با آمادگي براي شهادت به آب زدند. 
اينان عاجزند از درك جنگي كه كلاسيك است، ولي ماهيتش پارتيزاني است و نيرويي غير حرفه‌اي در عرصه نبرد مي‌جنگد. اگر كسي جامعه شناسي جنگ هشت ساله را مطالعه كند، خواهد ديد كه در گردان‌ها و واحدهاي نظامي ما كساني در يك جا گرد آمدند كه با هيچ تز و تعريف جامعه شناختي نمي‌توان آن‌ها را به دور هم جمع كرد. اينان عاجزند از درك جنگي كه رزمندگان آن از مرگ نمي‌هراسند و مفهوم شكست و پيروزي در آن تغيير كرده است، زيرا كه هيچ يك از غرايز حيواني انگيزه اين نوع جنگيدن نيست. 
وقتي بعد از هفتاد و دو ساعت عمليات زير آتش سنگين دشمن، فاو فتح مي‌شود، امام پيغام مي‌دهد فاو را خدا آزاد كرد، مغرور نشويد، شما كاره‌اي نبوديد و آن‌گاه كه سقوط مي‌كند، پيغام مي‌رسد ناراحت نباشيد، ما براي زمين و خاك و دريا نمي‌جنگيم ما براي رسالتي الهي و انساني مي‌جنگيم… يا بعد از عمليات بدر بعد از آن همه رنج و سختي و در نهايت عقب نشيني، امام فرمودند شما مامور نبوديد كه پيروز شويد، بلكه شما مامور اداي به تكليف‌تان بوديد.
آن‌ها چگونه مي‌توانند كلام آن بي‌سيم چي را در آخرين لحضات زندگيش بفهمند، وقتي پشت بي‌سيم گفت: عراقي‌ها خاكريز را گرفته‌اند، تير خلاصي مي زنند، بايد موج بي‌سيم را تغيير بدهم، ولي سلام ما را به امام برسانيد، بگوييد از ما راضي باشد، هر كاري از دستمان برمي‌آمد كرديم… 
جز در قاموس پارتيزان‌هاي شهر عشق چگونه مي‌توان فهميد كه او از چه چيز شرمنده است؟… 

صفحة اول   نشريه > نشريه68