|
اهل خمول |
||||||||||||
|
اشاره. از
این شماره
قصد داریم
گزیده ای از
کتاب« اهل
خمول» که
شناختنامه
شهداي گمنام
استان
مازندران
است را برای
شما
خوانندگان
محترم به چاپ
برسانیم. این
شماره مزین
به معرفی
قبور شهدای
گمنام شهرستان
گلوگاه است
شرقی ترین
شهر استان
مازندران. نام
این کتاب بر
گرفته از یک
تعبیر
عرفانی است.
اهل خمول
کسانی هستند
که در سیر و
سلوک الی
الله به
مرتبه ای از
خداشناسی
رسیده اند که
خود را در
ورای شناخت
خدا گم کرده
اند و نام
ونشان خویش
را در پرتو
رسیدن به
معشوق ابدی
از دست داده
اند و خویشتن
را فراموش
نموده اند. اهل خمول اثر ابراهيم باقري حميدآبادي، تلاشي است. در جهت شناسايي، ثبت و معرفي قبور شهداي گمنام مازندران همراه با نثري ادبي و نقشههاي راهنما که در يازدهمين دوره انتخاب بهترين كتاب سال دفاع مقدس (تهران آبان ماه 1386) نيز به عنوان كتاب برگزيده سال معرفي شده است. ****************************************** 1-1.
بهشت رضاي
گلوگاه اينجا
سرزمين رحمت
است. هر چهار
فصلش پر از
نعمت و نور.
اينجا روزيخوران
خوان گستردهي
نعمت الهي
فراوانند.
همانها که
نبايد
پنداشت که
مردهاند.
همانها که
زندگي ميکنند
و نزد خدا
روزي
ميخورند.
اينجا
مازندران سر
سبز و روحنواز
است. و
اين گوشه از
خاک، خاور
نزديک به
سرزمين نور و
نعمت است.
شهري است که
خورشيد هر
صبح از
دروازهي
فراخ آن وارد
مازندران ميشود
و به مردم سختکوش
و مهماننواز
آن سلام ميکند.
بهشت
رضاي
گلوگاه،
مأمن عرشي
هشت شهيد
گمنام در
فاصلهي يک
کيلومتري
اين شهر به
سمت کردکوي،
مزاري به چشم
ميخورد که
مأمن و
آرامگاه هشت
شهيد بينام و
نشان است و از
آنجايي که در
غربت اين
شهدا و تعداد
آنها قرائني
با غربت و
امامت
عليابن
موسي الرضا،
حضرت ثامن
الحجج،
مشاهده ميشد،
اهالي و
بانيان آن،
اين آرامگاه
را بهشت رضا
خواندند.
بهشت بدان
سبب که شهدا
را جز به بهشت
راهي نيست.
*** 2-1.
روستاي
سفيدچاه
گلوگاه اگر در کوچهاي، محلهاي، شهري، دياري و يا راه و بيراهي خانهاي ديدي که روي در ورودي آن نوشتهاست: مسافر کربلا، درنگ کن و سري به گذشتهي نه چندان دور اين سرزمين بزن. سالهايي را به ياد بياور که در ايران مرداني از پيروان حسين شهيد، گروه گروه و دسته دسته به شوق زيارتش بار سفر ميبستند و به راه ميافتادند. اين مسافران راه گم نکردهاند که در محلهها و شهرها و يا کوچه پس کوچههاي دور افتاده از کربلا خانه دارند، بلکه پس از زيارت خون خدا از انفاس روحانياش بهرهمند شدند و روح و جسمشان متبرک به روح قدسي و ملکوتي حسين شهيد شد و به درخواست و تمناي مردم همان محلهها و شهرها، خانههاي کوچکي در ديارشان برگزيدند تا به انفاس قدسي خويش آنان را بهرهمند سازند. خانهي
يکي از
مسافران
کربلا در
گلزار شهداي
سفيدچاه
گلوگاه در
روستاي
سفيدچاه که
بيش از 30
کيلومتر از
گلوگاه به
سمت جنوب
فاصله دارد و
در بخش يانهسر
واقع شده،
بسيجي
دلاوري بود
به نام
کلبادي که در
استان
کردستان
خدمت ميکرد.
اين بسيجي
جوان، يک روز
طي درگيري،
به دست کومله
دمکراتها که
از آشوبگران
داخلي بر
عليه نظام و
انقلاب
بودند،
دستگير
ميشود. همانروز
اتومبيل يکي
از همرزمانش
توسط
نيروهاي
کومله
دمکرات در يک
کمين غير
منتظره به
آتش کشيده ميشود
و دوست همرزمش
در آتش ميسوزد
و به شهادت ميرسد.
نيروهاي
خودي با اين
تفکر که
سرنشين
اتومبيل
کلبادي بوده
و در حين
انجام
مأموريت به
شهادت رسيده،
پيکر مطهر
شهيد را که به
خاطر سوختگي
شديد قابل
شناسايي
نبود، تحت
عنوان شهيد
کلبادي به
سفيدچاه
آورده و به
همراهي
خانوادهي
کلبادي و
اهالي
روستاي سفيد
چاه و مردم
آباديهاي
اطراف پس از
تشييع
باشکوهي به
خاک ميسپارند.
سالها
بعد بسيجي
جوان يعني
کلبادي از
دست نيروهاي
کومله رهايي
يافته، آزاد
ميشود و به
زادگاه خودش
روستاي سفيد
چاه، باز ميگردد.
از آن پس روي
سنگ قبر
شهيدي که به
دست نيروهاي
منافق
دمکرات به
شهادت رسيده
بود، با تيتر
درشتي حک ميکنند:
مسافر کربلا؛
شهيد گمنام.
گلزار
شهداي
روستاي
سفيدچاه
گلوگاه مسافران
کربلا در
گلزار شهداي
سفيدچاه
فراوانند و
از روستاها و
آباديهاي
دور و نزديک
که در اطراف
سفيدچاه
قرار دارند
به خاطر همنشيني
ابدي با يکي
از نوادگان
اهل بيت که در
ميانهي اين
گلزارِ
بهشتي خانه
دارد به اين
مکان مقدس
آمدهاند و
گردهم جمع
شدند. همهي آنها
نام و نشان
دارند، مگر
همان شهيدي
که سالها با
نام شهيد
کلبادي در
اينجا خانه
کرده بود و پس
از بازگشت
بسيجي دلاور
کلبادي، نام
و نشانش را به
او تقديم
کرد و بينام
و نشان شد و
ماندن در
گلزار شهداي
سفيدچاه را
بر رفتن به
زادگاه خود
ترجيح داد و
اين مکان را
به عنوان
زيستگاه
ابدي خويش
برگزيد و
ماندگار شد.
|